هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

400

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

او را پذيرفتند . وى مناطق بسيارى از يمن را تصرف نمود ، سپس به همراه هفتصد سوار به سوى صنعاء رفت . كارگزار آنجا شمر بن باذان به مقابله با وى برآمد ، ولى اسود بر او چيره شد . او را كشت و با زنش ازدواج نمود و قدرتش در سرزمين يمن گسترش يافت . مسلمانان از او ترسيدند و گروهى از اسلام برگشتند . بالا گرفتن كار او توجه پيامبر را برنينگيخت و بيش از اين به كار او اهميت نداد كه به كارگزاران خود در يمن خبر داد او را احاطه كرده به قتل رسانند . ( 1 ) چون خطر او در يمن بالا گرفت ، قيس بن عبد يغوث و فيروز و دادويه را مورد بىاعتنايى قرار داد . آزاد زن شمر بن باذان كه اسود پس از كشتن شوهرش او را به زنى گرفت ، دختر عموى فيروز بود . كارگزاران پيامبر به اين سه تن پناه بردند . اسود نيز در انديشهء قتل آنان برآمد . آنان گريختند و بىآنكه اسود آگاه شود به زن او آزاد پناه بردند . او نيز ايشان را در خانه جا داد و پنهانشان ساخت . چون اسود بر او وارد شد ، فيروز به همراه قيس بن عبد يغوث بر سر او ريختند و آنگونه كه در روايت ابن خلدون در تاريخش آمده او را در خانه‌اش كشتند . و گفته‌اند آزاد براى گرفتن انتقام شوهرش خود اسود را كشت . چون اسود كشته شد ، پيروانش دچار شورش و آشوب شدند و سرانجام تسليم گشته به اسلام بازگشتند . اصحاب پيامبر به كار خود بازگشتند و بر سر حكومت صنعاء كه كارگزارش كشته شده بود به رقابت پرداختند . سپس همداستان شدند كه معاذ بن جبل با ايشان نماز بگزارد . آنچه را كه پيش آمده بود براى پيامبر نگاشتند . جبرئيل كشته شدن اسود عنسى را در زمان وقوعش به پيامبر خبر داده و او نيز مردم را از آن آگاه ساخته بود . چون پيك آمد و خبر اسود را به مدينه آورد ، پيامبر ( ص ) وفات يافته بود . فرستاده ، داستان اسود عنسى و زمان كشته شدنش را براى مسلمانان حكايت كرد و خبر او با آنچه پيامبر ( ص ) در ساعات كشته شدن وى خبر داده بود هماهنگ بود .